X
تبلیغات
دهکده ی علم - دانشمندان
این وبلاگ برای کسانی است که آرزوی موفقیت را در ذهن خود می پرورانند.

                          مکعب روبیک

http://upload.wikimedia.org/wikipedia/commons/e/e5/Rubiks_cube_scrambled.jpg
مکعب روبیک در حالت درهم‌ریخته
مکعب روبیک در حالت حل‌شده

مکعب روبیک یک جورچین (پازل) مکانیکی است که در سال ۱۹۷۴ توسط یک مجسمه‌ساز و پروفسور معماری مجارستانی به نام ارنو روبیک ابداع شد. مکعب روبیک چهار مدل دارد یکی ۲×۲×۲ (روبیک جیبی)، یکی ۳×۳×۳ (انتقام روبیک) و روبیک ۴×۴×۴ ودر نهایت روبیک ۵×۵×۵ (روبیک پرفسورها).

پروفسور ارنو روبیک

پروفسور ارنو روبیک، خالق این مکعب جادویی، در ۱۳ جولای سال ۱۹۴۴، درست یک سال پیش از پایان جنگ دوم جهانی ، در بوداپست، پایتخت مجارستان زاده شد. پدر-اش مهندس پرواز فرودگاه، و مادر-اش شاعر-بانویی هنرمند بود. او که دانش آموختهٔ دانشکدهٔ فنی بوداپست - پایهٔ مهندسی معماری - و دارای مدرک فوق لیسانس در مجسمه سازی و معماری داخلی (۱۹۶۷) است، از واپسین سال های دههٔ ۱۹۶۰ بر کرسی استادی طراحی داخلی و معماری "آکادمی هنری صنایع کاربردی" بوداپست تکیه زد. او در آن هنگام آموزشیار رتبهٔ سهٔ آکادمی بود و در ساعت های بی کاری اش بر روی مدل ها و طرح های سه بعدی کار می کرد، تا آن که سرانجام در سال ۱۹۷۴ ساخت نخستین نمونهٔ مکعب خود را به پایان رساند، و نزدیک به یک سال پس از آن درخواست ثبت طرح خود را به ادارهٔ ثبت اختراعات مجارستان داد. پروفسور روبیک که امروز به سبب همان نوآوری جانانه اش آوازه‌ای جهانی به دست آورده است، از سال ۱۹۷۱ تا ۱۹۷۵ بیشتر وقت اش را به معماری گذراند، ولی از آن پس همهٔ توان خود را بر تدریس در دانشگاه متمرکز ساخت. در آن روزگار، حل معمای طرح شده به هیچ روی آسان نمی نمود، و این حرف زبان-زد همگان شده بود که خود پروفسور بر سر حل آن یک ماه وقت گذاشته است. مکعب روبیک در سال ۱۹۷۷ در کشور مجارستان به تولید انبوه رسید و با آن که بیرون از مرزهای مجارستان برای اش هیچ گونه بازاریابی و یا تبلیغاتی صورت نپذیرفته بود، نخستین زمزمه های مردم پسندی اش از گوشه- و-کنار کشورهای اروپایی برخاست . اندکی پس از آن، در سال های ۱۹۷۸ تا ۱۹۸۰ فکر- افزار نوبرانهٔ روبیک به ایالات متحدهٔ امریکا و دیگر کشورهای جهان نیز شناسانده شد و نام پروفسور را بلند آوازه ساخت. بدبختانه، تاریخ دقیقی از راهیابی مکعب روبیک به ایران در دست نیست، ولی آنچه روشن است، این که می بایست هم زمان با گسترش جهانی آن در سال های پیش از ۱۹۷۹ بوده باشد. بدین سان، مکعب روبیک در سراسر جهان فروشی چند میلیونی یافت و شگفتی ریاضی دانان و دانشوران دیگر حوزه های دانشگاهی را نیز برانگیخت. البته تا آن زمان هنوز هیچ راه حل جامع و کاملی برای مکعب به نگارش در نیامده بود و دانش آموختگان و مهندسان خوش ذوق، می کوشیدند تا روش هایی را برای حل معما بیابند. نخستین بار در سال ۱۹۸۱، شیمیدان و ریاضیدانی به نام جیمز جی. نورس ، با ذوق- و- سلیقه ای ستودنی دست به قلم برد و راه حل خود- یافته اش را به زبانی ساده، شیرین، و همه-فهم به نگارش درآورد. (برگرفته از یادداشت مترجم بر کتاب راه حل ساده برای مکعب روبیک)


مکعب روبیک

مکعب روبیک در چهار نوع مختلف وجود دارد: ۲×۲×۲ که به مکعب جیبی معروف است، ۳×۳×۳ رایجترین مکعب روبیک، ۴×۴×۴ که به انتقام روبیک معروف است، و در آخر نوع ۵×۵×۵ یا مکعب حرفه‌ای. نوع ۳×۳×۳ آن که رایجترین آنهاست نه سطح مربع شکل در هر طرف دارد، در مجموع پنجاه و چهار سطح می‌شوند که به اندازه بیست و شش مکعب کوچک به هم چسبیده فضا را اشغال می‌کند. سطح مکعب روبیک را شش رنگ پوشانده‌است، هر وجه یک رنگ. مخترع آن نام مکعب جادویی را برای آن انتخاب کرد که در سال ۱۹۸۰ با نام مکعب روبیک در جهان پخش شد و می‌توان گفت که پرفروش ترین اسباب بازی جهان است.

طرز کار

اندازه هر طرف مکعب تقریبا برابر ۵/۷۱۵ سانتیمتر و شامل بیست و شش مکعب کوچک است. مکعب مرکزی هر وجه تنها نمای مکعب است و متصل به مرکز هستند و این برای آن است که دیگر مکعب‌ها متصل شوند و توانایی چرخش را داشته باشند. در نتیجه بیست و یک قطعه وجود دارد، هسته مرکزی دارای سه محور متقاطع است که مرکز شش قطعه روی محورها را نگه داشته و به آنها و بیست مکعب کوچک پلاستیکی دیگر اجازه چرخش می‌دهد. مکعب روبیک دارای دوازده زاویه هست که دو رنگ را نشان می‌دهد، و هشت گوشه که سه رنگ را نشان می‌دهد، هر قسمت (هر زاویه) دو یا سه رنگ متفاوت را نشان می‌دهد، بدینگونه‌است که هیچگاه زاویه‌ای وجود ندارد که دو رنگ شبیه ( مثلا قرمز و قرمز ) را نشان دهد! در اغلب مکعبهای روبیک رنگ قرمز در مقابل رنگ نارنجی است ، زرد مقابل سفید و سبز مقابل آبی.

در مکعب معمولی (۳×۳×۳) روبیک امکان وجود (۸! × ۳۸−۱) × (۱۲! × ۲۱۲−۱)/۲ یا ۴۳٬۲۵۲٬۰۰۳٬۲۷۴٬۴۸۹٬۸۵۶٬۰۰۰ حالت متفاوت وجود دارد!!!

آمار و ارقام زیادی در مورد این مکعب وجود دارد حتی رکوردهای متفاوت با حالتهای متفاوت که نشان از محبوبیت آن دارد.

+ نوشته شده در  شنبه 1389/04/26ساعت 5:59 PM  توسط م.م.م | 


ابوریحان بیرونی
Biruni-russian.jpg
تمبر روسی به پاسداشت بیرونی
تولد ۱۴ شهریور ۳۵۲
کاث ، خوارزم
مرگ ۲۲ آذر ۴۲۷
غزنین
نام دیگر ابوریحان محمد بن احمد بیرونی
زمینه فعالیت ریاضی ، ستاره‌شناسی ، تاریخ ، شیمی ، زمین‌شناسی، داروشناسی
ملیت ایرانی
مذهب شیعه [۱]
نقش‌های برجسته پدر علم انسان‌شناسی ، زمین‌سنجی و هندشناسی .
بنیان‌گذار مکانیک تجربی و نجوم تجربی .
پیشگام در روان‌شناسی تجربی .
شرکت‌کننده در بسیاری از زمینه‌های علمی.


ابوریحان محمد بن احمد بیرونی (زادهٔ ۱۴ شهریور ۳۵۲، کاث، خوارزم - درگذشتهٔ ۲۲ آذر ۴۲۷، غزنیندانشمند بزرگ و ریاضی‌دان، ستاره‌شناس و تاریخ‌نگار ایرانی [۲] [۳] [۴][۵][۶] سده چهارم و پنجم هجری است و بعضی از پژوهندگان او را از بزرگ‌ترین فیلسوفان مشرق‌زمین می‌دانند.


ادامه در ادامه مطلب

لطفا نظر فراموش نشه






ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه 1388/11/30ساعت 6:51 PM  توسط م.م.م | 

سلام.

ایندفه می  خوام سری به ریچارد قهرمان بزنم( ریچارد فاینمن).

اهالی دهکده ی فیزیک خیلی فاینمنو دوست دارن. چون تو انتقال مفاهیم فیزیکی بهتر از اون پیدا نمیشه. اگه فیلم کلاس درسشو ببینین عاشقش میشین(چه انگلیسی بلد باشی چه نباشی).

 

 

                                             

 

سعی می کنم  اگه وقت شد فیلم یکی از کلاساشو واستون up load کنم.

بگذریم.

الان فکر میکنم اگه نمی شناسینش متن سخنرانیش موقع گرفتن جایزه ی نوبل واستون خیلی جالب باشه.

سخنرانی ریچارد فاینمن در هنگام دریافت جایزه ی نوبل

خُب، به نظر شما علم چيست؟ عقل سليم مي‌‌‌‌گويد که شما معلم‌‌‌‌هاي علوم جواب اين سؤال را خيلي خوب مي‌دانيد. اگر هم احياناً جوابش را نمي‌‌‌‌دانيد، توي همة کتاب‌‌‌‌هاي راهنماي معلمِ کتاب‌‌‌‌هاي درسي دربارة اين مسئله به اندازة کافي بحث شده است. در اين صورت، من چي مي‌‌‌‌توانم بگويم؟

 

بقیشو در ادامه ی مطلب بخونین ":مطمئنم که تا آخرشو میخونین:"


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه 1388/11/30ساعت 12:19 PM  توسط م.م.م | 
http://img.timeinc.net/time/time100/images/main_einstein.jpg



ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه 1388/11/29ساعت 11:8 PM  توسط م.م.م | 
برای داشتن چیزی که تا به حال نداشتی، کسی باش که تا به حال نبودی(پائولوکوئیلو)

با ازدواج مرد روی گذشته اش خط می کشد و زن روی آینده اش(سینکالویس)

شجاعت واقعی زمانی است که شخصی بتواند از اعماق بدبختی و مشکلات به زندگی لبخند بزند(ناپلئون).

اگر کله ی خالی هم مثل شکم خالی سر و صدا می کرد ما بشرها خیلی عاقلتر از این ها بودیم(مترلینگ)

آنچه ترسناک است ارتفاع نیست بلکه افتادن از ارتفاع است(نیچه)

زندگی محصول تفکر و اندیشه ی ماست سعی کن همیشه در زندگی آینده ساز باشی نه آینده نگر(وین دایر)

عمر انقدر کوتاه است که نمی ارزد ادم حقیر و کوچک بماند(دیسرائیلی)

آرزو كردن با انسان و به آرزو رسيدن با خداست. (آناتول فرانس)

    آنچه به پرودگار مديونيم ، دوست داشتن ديگران است.(لاكوردر) 

به من بگو قبل از آمدن به این دنیا کجا بودی؟ تا بگویم بعد از مرگ کجا می‌روی .شوپنهاور

با مشکلات مي جنگيم تا به آسايش برسيم ،وقتي به آسايش رسيديم آسايش را غير قابل تحمل مي يا بيم (جيمز باديد )

زن مخلوقي است كه عميق تر ميبيند و مرد مخلوقي است كه دورتر را ميبيند.عالم براي مرد يك قلب است و قلب براي زن عالمي است.( گرابه )

اتلاف وقت گران ترین خرج هاست(بالزاک)

به هر کاری که اراده کنیم تواناییم اگر انگونه که سزاوار اوست پیگیر آن باشیم(هلن کلن)

اگر همه آرزوها بر آورده شود، هيچ آرزويي برآورده نميشد. ( يونسكو)

 ادب خرجي ندارد ولي مي تواند همه چيز را خريداري كند. (وايلدا)

ذهن خود را از نتوانستن ها خالي كن ( سامويل جانسون)

 شجاعت مانند عشق از اميد تغذيه ميشود. ( بناپارت)

 سعادت آن است كه انسان دنيا را همان طور كه آرزو مي كند ببيند. (كورنو)

 زندگي بدون عشق، چون زيستن در تاريكي مطلق است. (مترلينگ)

+ نوشته شده در  دوشنبه 1388/11/26ساعت 8:3 PM  توسط م.م.م | 
 
 
این عکس اخرین تخت سیاهی است که افتخار دارد اخرین بار انیشتین روی اون نوشته و فکر کنم دست خط خودش باشه
+ نوشته شده در  دوشنبه 1388/11/26ساعت 11:56 AM  توسط م.م.م | 
درووووود بر دوستان گرامی و همیشه ایرانی ام.

چند صباحی ست که دست بر قلم نبرده ام و صفحه ی وبلاگم را مدتهاست تنها نهاده ام.هر چند این دوری به علت تحقیقات جهت پر نمودن وبلاگ عزیزم و امتحانات پایان ترم بود اما به دلیل لطف اساتید ارجمند و شاید خیلی ارجمند ، پس از ارائه ی پروژه های خیلی حرفه ای به ایشان و دریافت نمره های بسیار بسیار حرفه ای تر از ایشان، دیگر رمقی برای ارائه ی مطالب تحقیقاتتم را ندارم.

امیدوارم به زودی بتوانم بر درد حاصل شده فایق آیم و نتایج تحقیقات اخیر را برایتان بیان دارم.

ضمناَ امیدوارم سایه ی اساتید ارجمندی چون اینان، از سرمان کوتاه باد.لازم به ذکر است که این متن شامل استادان به حق استاد نمی شود.

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1388/11/07ساعت 10:3 PM  توسط م.م.م | 
علم یک واژه عربی است که از ریشه علم به معنی آموزش مشتق شده است. در اصطلاح عامیانه ، این کلمه در مورد هر نوع آگاهی که فرد در مورد محیط و مسایل پیرامون خود کسب می کند، اطلاق می‌گردد. و لذا هرچه میزان آگاهی و معلومات او بیشتر باشد، او را عالمتر می‌دانند. به همین علت در قدیم به افرادی که در زمینه علوم مذهبی و قرآنی به درجات بالاتری نائل می‌شدند، علامه می‌گفتند. مانند علامه امینی که آثار بسیار گرانبهایی از وی بر جای مانده است.


http://www.nationaltechcenter.org/images/techinworks_big.jpg



ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه 1388/11/03ساعت 10:23 PM  توسط م.م.م | 

http://homepage3.nifty.com/dinomodel/gallery/t.vst.JPG


آلفرد لوثار وگنر در اول نوامبر 1880 در برلین متولد شد. وی دکترای خود را در سال 1904 در رشته ستاره شناسی از دانشگاه برلین دریافت کرد. وی بر پایه مطالعاتی که داشت مجذوب نظم هواشناسی گردید. وی با دکتر یکی از مشهورترین هواشناسان به نام ولادمیر کوپن ازدواج کرد. وی از اولین پیشگامان ثبت اطلاعات آب و هوایی در آسمان و با استفاده از بالن بود و جبهه های هوایی را بوسیله بالن دنبال می کرد. سخنرانی های وی به کتاب های درسی استاندارد در هواشناسی تبدیل شدند و مدت ها تحت عنوان "ترمودینامیک اتمسفر" به تدریس آنها پرداخته شد.

وی استاد دانشگاه ماربورگ بود و در سال 1911 زمانی که وی در کتابخانه دانشگاه مشغول مطالعه بود پی به شباهت فسیل های شناخته شده در لایه های زمین شناسی قسمت هایی شد که در حال حاضر توسط اقیانوس از یکدیگر جدا شده اند. وی به شباهت مرز قاره ها به یکدیگر توجه کرد و بیان داشت به نظر می رسد که قاره ای بزرگ توسط یک اره مویی در طول مرز کنونی بریده شده است. اما برای اثبات این ادعا وگنر باید به جمع آوری شواهدی می پرداخت تا فرضیه خود را ثابت کند. وی اعتقاد داشت که بر اساس شواهد فسیلی یک ابرقاره در 200 میلیون سال قبل وجود داشته که به قطعات مختلف و قاره های کوچکتر تقسیم شده است. وگنر از عوارض زمینی، فسیل ها و آب و هوا به عنوان شواهد پشتیبان فرضیه خود در مورد اشتقاق قاره ها استفاده کرد. مثال هایی از عوارض زمینی مانند رشته کوه های آفریقا و امریکای جنوبی که پس از کنار هم قرار دادن دو قاره در یک خط قرار می گرفتند، همچنین لایه های ذغال دار در اروپا که با لایه های ذغال دار امریکای شمالی تطابق داشتند ارائه شد. وگنر متوجه شده که فسیل های خزندگان مانند مزوساروس و لیستروساروس در محل هایی یافت می شوند که امروزه توسط اقیانوس از یکدیگر جدا افتاده اند و خزندگان نمی توانسته اند این مسیر طولانی را شنا کرده باشند.

پس وگنر نتیجه گرفت که آنها در یک سرزمین واحد در کنار هم زندگی می کرده اند. از سال 1912 وی آشکارا به دفاع از انگاره "اشتقاق قاره ای" پرداخت و بیان داشت که قاره های امروزی در ابتدا به یکدیگر متصل بوده و یک سرزمین واحد را تشکیل می داده اند. در سال 1915 وگنر در کتاب "منشا قاره ها و اقیانوس ها" (The Origin of Continents and Oceans (Die Entstehung der Kontinente und Ozeane)) انگاره خود را منتشر کرد و نام "پانگه آ"( به معنی همه سرزمین ها) را برای ابرقاره اولیه انتخاب نمود. وی در این کتاب شواهد فراوان و متنوعی را از علوم مختلف برای انگاره خود بیان کرد. انگاره وی در دهه 1920 گسترش یافت و شواهد مبسوطی به آن افزوده گردید. آخرین شواهد مربوط به مشاهدات مهمی از اعماق اقیانوس هایی بود که از نظر زمین شناسی بسیار جوان بودند و علم اقیانوس شناسی بود.

wegner

آلفرد وگنر برای  توضیح چگونگی اشتقاق قاره ها و دور شدن آنها از هم انگاره ای تحت عنوان " گریز از مرکز" ارائه داده بود که بعدا ثابت شد که اشتباه است. این انگاره بیان می داشت که نیروی گریز از مرکز حاصل از حرکت دورانی زمین به دور خود باعث می شود قاره های سنگین به سمت استوا حرکت کنند. وی اعتقاد داشت که این عامل در ترکیب با نیروی حاصل از کشش جزر و مدی (جاذبه خورشید و ماه) علت اصلی اشتقاق قاره ها هستند.

با توجه به شواهد زیاد و اتفاقی که وگنر برای انگاره اش جمع آوری کرده بود اما وی نتوانسته بود تا مکانیزم متقاعد کننده ای را برای آن ارائه دهد. بنابراین تنها تعداد کمی از دانشمند ان از ایده های او پشتیبانی کردند که از آن جمله می توان به  الکساندر دوتویت از افریقای جنوبی و آرتور هلمز از انگلستان اشاره کرد. در سال 1924 ویرایش امریکایی انگاره وگنر منتشر شد و انجمن زمین شناسان نفت امریکا (AAPG)  کنفرانسی را در مخالفت با فرضیه اشتقاق قاره ای ترتیب دادند.

 در دهه 1930 فرضیه وگنر به کلی مردود و برای 30 سال محجور گردید. در دهه 50 و 60 میلادی با توسعه علوم زمین و پیشرفت مطالعات و دستگاه ها، شواهد برجسته ای از گسترش بستر اقیانوس ها به همراه آنومالی های مغناطیسی متقارن در اطراف پشته های میان اقیانوسی کشف شد. این شواهد به سرعت فرضیه اشتقاق قاره ای را زنده و مستقیما باعث ایجاد انگاره "زمین ساخت صفحه ای" گردید و آلفرد وگنر به سرعت به عنوان پدر یکی از مهم ترین انقلاب های علمی قرن بیستم  شناخته شد. وگنر عضو گروهی بود که برای مطالعه چرخش هوای قطبی به گرینلند اعزام شدند. وگنر در آخرین سفرش در نوامبر 1930، به همراه همکارش راسموس ویلامسن ناپدید شد و جسد وی در 12 می 1391 پیدا شد. دلیل مرگ وی سکته قلبی در اثر فشار بالا عنوان گردید. وی می گفت: "علم یک فرایند جمعی است و ممکن است در یک زمان طولانی تر از عمر انسان اتفاق بیافتد. اگر من بمیرم، یکی جای من را خواهد گرفت و اگر تو بمیری یکی جای تو را. چیزی که مهم است به نتیجه رسیدن علم است."به یاد این دانشمند بزرگ موسسه ای برای مطالعات قطبی و دریایی در سال 1980 در آلمان به نام وی ایجاد شد. دره های برخوردی شهاب سنگ هایی در ماه و مریخ به نام وگنر ثبت شدند. و سیارکی با نام وی با عنوان 29227 Wegener نامگذاری گردید.
+ نوشته شده در  یکشنبه 1388/09/15ساعت 12:35 PM  توسط م.م.م | 


تصویر

تولد مندلیف

دیمیتری اوانوویچ مندلیف (Mandaliev) ، زیر و رو کننده علم شیمی و فرزند یکی از مدیران مدرسه محلی ، در 7 فوریه 1834 در شهر توبولسک واقع در روسیه متولد شد.

ورود به دنیای شیمی

وی در سال 1869 دکتر علوم و استاد شیمی دانشگاه شد و در همین سال ازدواج کرد. در این هنگام ، فقط 63 عنصر از نظر شیمیدانها شناخته شده بود.

جدول تناوبی ، پیش از مندلیف

پیش از مندلیف ، شیمیدان انگلیسی به نام "ژ.آ.نیولندز" ، اثر خویش را درباره تناوب خواص بعضی عنصرها برحسب وزن اتمی متزایدشان منتشر کرد. اثر وی از طرف انجمن شیمی رد شد و یکی از همکارانش ، ریشخندانه به وی گفت که شاید با تنظیم عنصرها به ترتیب الفبایی بازهم بتواند کشف مفیدتری بکند.
دز زمان مندلیف ، تنها 60 عنصر شناخته شده بود. بعد از مرگ وی ، دهها شیمیدان با پیروی از راه نبوغ‌آمیز او ، عنصرهای تازه‌ای کشف کردند و این عنصرهای تازه و آن ترکیبهای نوین به مفهوم رده‌بندی وی راه یافتند.

رده‌بندی دوره‌ای مزبور در بررسی طیف‌ها ، تایید شد. با تنظیم طیف عنصرها برحسب رده‌بندی ،دانشمند جوان انگلیسی ، به نام "هانری موزلی" در سال 1913 قانون دیگری کشف کرد که در دستگاه مندلیف جاری است. کاشف مزبور ، مفهوم شماره ترتیب عنصرهای این رده‌بندی را روشن کرد. او ثابت کرد که این بار هسته مرکزی است که بطور قطع ، برابر شماره ترتیب عنصر است و در اتم ، بسیار اهمیت دارد و به همان اندازه که الکترونها بوسیله این بارها به هسته مرکزی وابسته‌اند، در مدارهای خود به دور آن هسته می‌گردند.

قانون تناوبی

مندلیف در این فکر بود که خواص فیزیکی و شیمیایی عناصر ، تابعی از جرم اتمی آنهاست. بدون قانون تناوبی نه پیش بینی خواص عناصر ناشناخته میسر بود و نه به فقدان یا غیبت برخی از عناصر می‌شد پی برد. کشف عناصر ، منوط به مشاهده و بررسی بود. بنابراین تنها یاری بخت ، مداومت و یا پیش داوری ، منجر به کشف عناصر جدید می‌شد.

قانون تناوبی ، راه جدیدی در این زمینه گشود. منظور مندلیف از این جمله‌ها آن بود که در سیر تاریخی شیمیایی ، زمان حدس زدن وجود عناصر و پیشگویی خواص مهمشان فرا رسیده است. جدول تناوبی ، پایه‌ ای برای این کار شد. حتی ساخت این جدول نشان می‌داد که در چه جاهایی مکان خالی باقی می‌ماند که باید بعدا" اشغال شود.

چینش عناصر در جدول تناوبی

با آگاهی از خواص عناصر موجود در جوار این مکانهای خالی ، می‌شد خواص مهم عناصر ناشناس را تخمین زد و چند مشخصه مقداری آنها (جرمهای اتمی، چگالی ، نقطه ذوب ، و نقطه جوش و مانند آنها) را به کمک نتیجه گیری‌های منطقی و چند محاسبه ریاضی ساده ، تعیین کرد. این مطالب نیاز به تبحر کافی در شیمی داشت. مندلیف از این تبحر برخوردار بود که با ترکیب آن ، با تلاش علمی و اعتقاد به قانون تناوبی توانست پیشگوهای درخشانی درباره وجود و خواص چندین عنصر جدید را ارائه دهد. بنابراین مطابق با این فکر ، جدولی درست کرد و 63 عنصر شناخته شده را به ترتیب جرم اتمیشان در جدول قرار داد.

تعداد عناصر در سطرهای جدول یکی نبود، مثلاٌ سطر پنجم 32 عنصر داشت، در حالی‌که سطر ششم فقط شامل 6 عنصر بود. ولی عناصری که خواص آنها شبیه هم بود، در این جدول نزدیک هم قرار داشتند و بدین علت مقداری از خانه‌های خالی ، متعلق به عناصری است که تا آن زمان شاخته نشده بود. وی این نتیجه را در سال 1869 به جامعه شیمی روسیه تقدیم کرد.


میزان استقبال از جدول مندلیف در آن زمان

جدول مندلیف که پیش بینی وجود 92 عنصر را می‌نمود، جز "لوتر مایز" که یک سال بعد از مندلیف ، جدولی مشابه با جدول مندلیف انتشار داده بود، طرفداری نداشت.

پیش‌بینی‌های مندلیف در جهان علم

پیش‌بینی‌های عجیب مندلیف ، زمان درازی به صورت مثلهای موجود در همه کتابهای شیمی در آمده بود و کمتر کتاب شیمی وجود دارد که در آن ، از اکاآلومینیوم و اکابور و اکاسیلیسیم یاد نشده باشد که بعدها پس از کشف به نامهای گالیوم، سکاندیوم و ژرمانیوم نامیده شدند. در میان سه عنصری که مندلیف پیش بینی کرده بود اکاسیلیسیوم بعد از سایرین کشف شد(1887) و کشف آن بیش از کشف دو عنصر دیگر ، مرهون یاری بخت و تصادف مساعد بود.

تایید پیش‌گویی‌های مندلیف

در واقع ، کشف گالیوم توسط "بوابودران" (1875) مستقیماٌ توسط روشهای طیف سنجی‌اش بود و جداکردن سکاندیوم توسط "نیلسون" و "کلو" (1879) مربوط به بررسی دقیق خاکهای نادر بود که در آن زمان اوج گرفته بود. اندک اندک همه پیش‌گویی‌های مندلیف تحقق یافتند. آخرین تائید در مورد وزن مخصوص سکاندیوم فلزی بود.

در سال 1937 ، "فیشر" شیمیدان آلمانی ، موق به تهیه سکاندیوم با درجه خلوص 98% شد. وزن مخصوص آن ، 3 گرم بر سانتی‌متر مکعب بود. این دقیقاٌ همان رقمی است که مندلیف پیش‌بینی کرده بود. در پاییز سال 1879 "انگلس" کتاب جامعی بدست آورد که نویسندگانش "روسکو" و "شورلمر" بودند. در آن کتاب ، برای نخستین بار به پیشگویی آلومینیوم توسط مندلیف و کشفش تحت تاثیر نام گالیوم اشاره شده بود.

در مقاله ای که بعدها انگلس در کتابی هم نقل کرده است، اشاره به مطلب آن کتاب شیمی شده است و نتیجه گرفته است که: « مندلیف با به کار بردن ناخودآگاه قانون تبدیل کمیت به کیفیت هگل ، واقیعت علمی را تحقق بخشید که از نظر تهور ، فقط قابل قیاس با کار "لوریه" در محاسبه مدار سیاره ناشناخته نپتون بوده است. »

شهرت جهانی مندلیف

علاوه بر آنچه گفته شد، با اکتشاف آرگون در سال 1894 و هلیوم و اینکه جدول مندلیف وجود نئون و کریپتون و گزنون را پیش‌بینی نمود، جدول مندلیف شهرت عجیب و فوق‌العاده ای کسب نمود. در آن سالها بود که تمامی آکادمی‌های کشورهای جهان (غیر از مملکت خویش) او را به عضویت دعوت نمودند.

مرگ مندلیف

مندلیف دو دوم فوریه 1907 در 73 سالگی در گذشت. به طوری که می‌دانیم، از هنگامی که جدول مندلیف بوجود آمد، خانه‌های خالی آن ، یکی پس از دیگری با کشف عناصر پر می‌شد و آخرین خانه خالی جدول ، در سال 1938 با کشف آکتنیوم در پاریس پر شد.
+ نوشته شده در  سه شنبه 1388/06/31ساعت 10:31 PM  توسط م.م.م | 

گاليلئو گاليله در سال 1564 در پيزا واقع در ايتاليا متولد شد. وي تا 19 سالگي تمام مطالعات خود را در ادبيات متمركز نموده بود تا اينكه روزي در يكي از مراسم مذهبي كليسا مشاهده چهل چراغي كه در بالاي سرش نوسان مي كرد توجه او را جلب كرد. او هنگام مشاهده توجه كرد كه هرچند دامنه نوسان هر بار كوتاهتر مي شود ليكن زمان نوسان همواره ثابت باقي مي ماند اغلب انسانها شايد در اين مشاهده چيز خاصي را نمي يافتند ولي گاليله از روح كنجكاو و پژوهشگر دانشمندان برخوردار بود او از آن لحظه شروع به اجراي يك رشته آزمايشهاي عملي كرد به اين ترتيب كه وزنه هايي را به يك ريسمان بست و از محلي آويزان نمود و آنها را به اين سو و آن سو به نوسان در آورد. در آن دوران هنوز ساعتهاي دقيق با عقربه ثانيه شمار نبود و بنابراين گاليله براي اندازه گيري زمان حركات وزنه هاي آويزان و در حال نوسان از ضربات نبض خود سود مي جست. او دريافت كه مشاهداتش در كليساي جامع پيزا صحت دارد. اگرچه دامنه نوسان هر بار كوتاهتر مي شد اما هر نوسان زمان مشابه نوسانهاي قبلي را در بر مي گرفت به اين ترتيب گاليله قانون آونگ را كشف كرده بود. قانون آونگ گاليله امروزه همچنان در امور گوناگون به كار مي رود مثلاً براي اندازه گيري حركات ستارگان و يا مهار روند كار ساعتها از اين قانون استفاده مي كنند. آزمايشهاي او درباره آونگ آغاز فيزيك ديناميك جديد بود واكنشي كه قوانين حركت و نيروهايي را كه باعث حركت مي شوند در بر مي گيرد. گاليله در سال 1588 در دانشگاه پيزا مدرك دكتري (استادي) گرفت و در همانجا براي تدريس رياضيات باقي ماند. او در 25 سالگي دومين كشف بزرگ علمي خود را به انجام رسانيد، كشفي كه باعث از بين رفتن يك نظريه به جا مانده دوهزار ساله شد و دشمنان زيادي برايش آفريد. در دوران گاليله بخش بسياري از علوم براساس فرضيه هاي فيلسوف بزرگ يوناني- ارسطو كه در قرن چهارم پيش از ميلاد مي زيست بنا شده بود اثر او به عنوان مرجع و سرچشمه تمامي علوم به شمار مي آمد. هر كس كه به يكي از قانونها و قواعد ارسطو شك مي كرد انسان كامل و عاقلي به شمار نمي آمد. يكي از قواعدي كه ارسطو بيان كرده بود اين ادعا بود كه اجسام سنگين تندتر از اجسام سبك سقوط مي كنند. گاليله ادعا مي كرد كه اين قاعده اشتباه است به طوريكه مي گويند او براي اثبات اين خطا از استادان هم دانشگاهي خود دعوت به عمل آورد تا به همراه او به بالاترين طبقه برج مايل پيزا بروند. گاليله دو گلوله توپ يكي به وزن 5 كيلو و ديگري به وزن نيم كيلو با خود برداشت و از فراز برج پيزا هر دو گلوله را به طور همزمان به پايين رها كرد، در كمال شگفتي تمام حاضران در صحنه مشاهده كردند كه هر دو گلوله به طور همزمان به زمين رسيدند. گاليله به اين ترتيب كه قانون فيزيكي مهم را كشف كرد (سقوط اجسام به وزن آنها بستگي ندارد.) در همين موقع كه گاليله مشغول مطالعه بود ناگهان شايع شد كه در سوئيس عدسي ها را با هم تركيب كرده اند و توانسته اند اجسام را از مسافات دور مشاهده نمايند. از اين موضوع اطلاع صحيحي در دست نيست ولي اينطور مشهور است كه «زاخاري يانسن» كه در ميدان ميدلبورك عينك ساز بود اولين دوربين نزديك كننده اشياء را بين سالهاي 1590 و 1609 ساخته بود ولي عينك ساز ديگري به نام «هانس يپرشي» اختراع او را با تردستي از او مي ربايد و در اكتبر 1608 امتياز آن را به نام خود ثبت مي نمايد. گاليله هم در اين موقع موفق به ساختن دوربين مشابهي گرديد ولي اين دستگاه قدرت زيادي نداشت اما مطلب مهم اين بود كه اصل اختراع كشف شده بود و ساختن دوربين قوي تر فقط كار فني بود. اين دوربين به رئيس حكومت ونيز تقديم شد و در كنار ناقوس «سن مارك» گذاشته شد. سناتورها و تجار ثروتمند در پشت دوربين قرار گرفتند و همگي دچار حيرت و تعجب شدند چون آنها خروج مؤمنين را ازكليساي مجاور و كشتيهايي را كه در دورترين نقاط افق در حركت بودند مشاهده نمودند ولي گاليله فوراً دوربين را به طرف آسمان متوجه ساخت مشاهده مناظري كه تا آن زمان هيچ چشمي قادر به تماشاي آن نبود شور و شعفي فراوان در گاليله به وجود آورد. گاليله مشاهده نمود كه ماه برخلاف گفته ارسطو كه آن را كره اي صاف و صيقلي مي دانست پوشيده از كوه ها و دره هايي است كه نور خورشيد برجستگي هاي آنها را مشخص تر مي سازد به علاوه ملاحظه نمود كه چهار قمر كوچك به دور سياره مشتري در حركت هستند و بالاخره لكه هاي خورشيد را به چشم ديد. دانشمند بزرگ در سال 1610 تمام اين نتايج را در جزوه اي به نام قاصد آسمان انتشار داد كه موجب تحسين و تمجيد بسيار گشت ولي انتشار كتاب قاصد آسمان فقط تحسين و تمجيد همراه نداشت بلكه جمعي از مردم بر او اعتراض كردند و از او مي پرسيدند كه چرا تعداد سيارات را هفت نمي داند و حال آنكه تعداد فلزات هفت است و شمعدان معبد هفت شاخه دارد و در كله آدمي هفت سوراخ موجود است، گاليله در جواب تمام اين سؤالات فقط گفت با چشم خود در دوربين نگاه كنيد تا از شما رفع اشتباه شود.

 
مشاهدات و پژوهشهاي گاليله او را به اين وادي رهنمون شدند كه فرضيه هاي علمي را كه براساس آنها زمين در مركزيت عالم قرار داشت و خورشيد و ستارگان به دور آن مي گشتند مردود مي شمرد. نزديك به نيم قرن پيش از آن كوپرنيك اثر بزرگ خود را -كه طي آن ثابت كرد خورشيد در مركز دستگاه ستاره اي ما نيست و زمين و سياره ها به دور آن مي گردند- در معرض اذهان عموم قرار داده بود. اين فرضيه كوپرنيك مورد لعن و نفرين كليسا قرار گرفته بود و زماني كه گاليله آشكارا اعلام داشت كه اين فرضيه صحت دارد و او با آن موافق است، نظريه كوپرنيك به دست فراموشي سپرده شده بود اعلاميه گاليله اعتراضات شديدي را برانگيخت. روحانيون عالي مقام كليساي كاتوليك دوباره خشمگينانه فرضيه كوپرنيك را به شدت محكوم كرده و آن را مطرود شمردند. گاليله با شخصيتهاي بزرگي مانند كاردينال «بلاربن» و كاردينال «باربريني» سابقه دوستي داشت كه از او حمايت مي كردند ولي اين شخصيتهاي بزرگ نتوانستند مانع آن شوند كه واتيكان در سال 1616 اصول و عقايد كوپرنيك را محكوم كند.
گاليله نمي توانست مخالفين خود را به وسيله تجربه و مشاهده محكوم كند زيرا هيچگونه استدلال غيرمذهبي براي ايشان كافي نبود و روحانيون براي هر چيز غير از كتاب مقدس را مطابق ميل خود تغيير دهد. چون اين كار ممكن نبود طبعاً مي بايست گاليله محكوم شود و حتي اگر خود پاپ هم از صميم قلب معتقد به عقايد كوپرنيك بود محاكمه گاليله و محكوميت او اجتناب ناپذير بود. در سال 1632 كه دوست او كاردينال «باربريني» به نام اوربن هفتم پاپ شده بود از موقعيت استفاده كرد و ضربت بزرگي را وارد نمود. وي كتابي به زبان ايتاليايي منتشر كرد كه در آن سه نفر مشغول گفتگو هستند يكي از آنها از بطلميوس و دو نفر ديگر از كوپرنيك دفاع مي كنند. با انتشار اين كتاب خشم و غضب روحانيون چند صد برابر گشت و بدتر از همه اينكه براي پاپ اين سوء تفاهم ايجاد شد كه شخص ابله و احمقي كه در مكالمات از بطلميوس دفاع مي كند خود اوست. گاليله را به رم احضار كردند و او را در منزل يكي از اعضاي عالي رتبه ديوان تفتيش عقايد جاي دادند. در همين اوقات دختر پدر مقدس مشغول تهيه ادعا نامه او بود و در روز 20 ماه ژوئن 1633 محكوم را به آنجا احضار كردند و در 22 ژوئن وادارش نمودند كه توبه نامه زير را امضاء كند.
من گاليله در هفتادمين سال زندگي در مقابل شما به زانو درآمده ام و در حاليكه كتاب مقدس را پيش چشم دارم و با دستهاي خود لمس مي كنم توبه مي كنم و ادعاي خالي از حقيقت حركت زمين را انكار مي كنم و آن را منفور و مطرود مي نمايم.
گاليله بعد از محاكمه در منزل دوستش پيكولوميني اسقف شهر سين محبوس شد ولي بعد از مدتي به او اجازه داده شد تا در خانه ييلاقي خود واقع در آرستري اقامت كند.
گاليله تا دم مرگ بر اعتقاد خويش پا برجا ماند. او به طور پنهاني به آزمايشهاي تجربي خود ادامه داد و پيش از آنكه در سال 1642 در آرستري در حومه فلورانس دار فاني را وداع گويد دو كتاب ارزشمند ديگر را نيز به رشته تحرير در آورد. آثار او نخست در سال 1835 از سوي كليساي كاتوليك از ليست سياه، (ليست كتابهاي ممنوعه) خارج شد و اجازه انتشار يافت. امروزه ما به گاليله به عنوان يك پژوهشگر سخت كوش كه بشريت بسيار به او مديون است احترام مي گذاريم. او به جهان نشان داد كه يك دانشمند بايد اين آزادي را داشته باشد كه نظريه هايي را كه اشتباه هستند نقد كند و نظريه هاي جديدي را بنيان گذارد. او همچنين نشان داد كه يك دانشمند نبايد خود را گرفتار دستورها و يا روايات ديني تحريف شده كند.

+ نوشته شده در  دوشنبه 1388/06/30ساعت 4:30 PM  توسط م.م.م | 

نام فارسي : آلكساندر گراهام‌بل
سال ولادت و فوت : 1922 – 1847 میلادی
مليت : اسکاتلند

الكساندر گراهام‌بل مخترع تلفن به سال 1847 در شهر «ادينبورو» اسكاتلند متولد شد. وي گرچه چند سالي بيش به مدارس رسمي نرفت ولي با همت خودش و تلاش خانواده‌اش از تحصيلات ممتازي برخوردار گرديد. از آنجا كه پدر گراهام متخصص فيزيولوژي صدا، اصلاح گفتار و آموزش به ناشنوايان بود علاقه و توجه او به مبحث بازيافت اصوات و صداها كاملاً طبيعي به نظر مي‌رسيد.  

  گراهام‌بل در سال 1871 به شهر بوستون در ايالت ماساچوست آمريكا نقل مكان كرد. در آنجا در سال 1875 به برخي كشفيات مختلف دست يافت كه سرانجام به اختراع تلفن منتهي گرديد.

  بل اظهار نامه مربوط به درخواست ثبت حق انحصاري اختراع خود را در فوريه سال 1876 تسليم كرد و امتياز مربوط به آن چند هفته بعد به وي داده شد. (جالب اينكه شخص ديگري به نام اليشاگري در همان روز و تنها يكي دو ساعت ديرتر اظهارنامه ثبت اختراع وسيله كاملاً مشابهي را تسليم مقامات مربوطه نمود.)

  كمي پس از دريافت امتياز مزبور گراهام بل دستگاه تلفن اختراعي خود را در سالن نمايشگاه سنتنيال فيلادلفيا به معرض نمايش گذاشت. اختراع بل با استقبال گرمي مواجه شد و جايزه‌اي نيز به او اعطا گرديد. حق بهره‌برداري انحصاري از اين اختراع در قبال مبلغ يكصدهزار دلار به كپاني «وسترن يونيون تلگراف» پيشنهاد شد ولي كمپاني مزبور از خريد آن امتناع كرد. بنابراين بل و دستيارانش در ژوئيه 1877 خود به تأسيس شركتي همت گماشتند كه آن شركت در حقيقت سلف همين كمپاني «آمريكن تلفن و تلگراف» امروزين بود. تلفن از همان آغاز توفيق تجاري بسيار بزرگي روبه‌رو گرديد. اكنون نيز «آمريكن ت. ت.» بزرگ‌ترين تشكيلات بازرگاني خصوصي جهان است.

   ظاهراً بل و همسرش كه در مارس 1879 حدود پانزده درصد سهام شركت تلفن را داشتند تصور نمي‌كردند كه كمپاني آنها به زودي تبديل به شركتي با سوددهي افسانه‌اي خواهد شد. آنها طي چند ماه اكثر سهام خود را با بهاي متوسط هر سهم 250 دلار فروختند. تا ماه نوامبر ارزش سهام شركت به يكهزار دلار رسيد. در سال 1881 آنها باز هم دست به كاري غير عاقلانه زدند و يك سوم بقيه سهام باقي مانده خود را فروختند. با وجود اين در سال 1883 ثروت بل و همسرش بالغ بر يك ميليون دلار مي‌شد.  

  با وجود اينكه بل در نتيجه اختراع تلفن فردي ثروتمند شده بود ولي همچنان به فعاليت‌هاي تحقيقاتي خود ادامه داد و چند وسيله سودمند ديگر، البته كم اهميت‌تر از تلفن نيز اختراع كرد. او به كارهاي مختلف علاقه داشت ولي توجه علاقه اصلي او كمك به ناشنوايان بود. همسرش بانويي ناشنوا بود كه بل قبلاً به او درس مي‌داد. بل دو پسر و دو دختر داشت اما پسرانش در همان اوان نوزادي از دنيا رفتند. بل كه در سال 1882 به تابعيت دولت ايالات متحده درآمده بود در سال 1922 درگذشت.  

  هر گونه ارزيابي درباره تأثير و نفوذ بل در ميزان و اندازه اهميتي كه تلفن در نظر يك فرد دارد نهفته است. از نظر من تلفن اختراع بسيار مهمي است و تنها مي‌توان معدودي از اختراعات را خاطر نشان كرد با اين چنين گستردگي مورد استفاده قرار گرفته و اثري چنين بزرگ بر زندگي روزمره داشته‌اند.

+ نوشته شده در  دوشنبه 1388/06/30ساعت 4:18 PM  توسط م.م.م | 

 

کشف های تاثیرگذار در زندگی علمی رادرفورد
در آن سال،‌ "ویلهلم کنراد رونتگن" فیزیکدان آلمانی، موفق به کشف اشعه ی ایکس شد. کشف مهم دیگری که منجر به شروع کار اصلی رادرفورد شد، کشف "هانری بکرل" فرانسوی در سال 1898 بود.

شناسایی تابش های رادیواکتیوی
رادرفورد در سال 1895، به آزمایشگاه کاوندیش دانشگاه کمبریج آمد تا در آن جا، تحت مدیریت "جی.جی تامسون" مشغول به کار شود. "تامسون" که استاد فیزیک تجربی بود، رادرفورد را فعالانه در آزمایشگاه به کار گرفت. رادرفورد در اوایل کار تحقیقاتی خود با انجام آزمایشی که فکر آن از خود وی بود دو تابش رادیواکتیوی ناهمانند شناسایی کرد. او پی برد که بخشی از تابش، با برگه ای به ضخامت یک‌ پانصدم سانتی‌متر قابل ایستادن بود، اما برای متوقف کردن بخش دیگر، برگه‌های ضخیم‌تری لازم بود. او اولین اشعه ای را که تابشی با بار الکتریکی مثبت و یونیزه کننده ای قوی بود و به سهولت در مواد جذب می‌شد اشعه ی "آلفا" نام داد. اشعه دوم را که تابشی با بار الکتریکی منفی بود و تشعشع کمتری ایجاد می‌کرد، اما قابلیت نفوذ آن در مواد زیاد بود اشعه "بتا" نامید.

تابش نوع سومی که شبیه پرتوهای ایکس بود، در سال 1900 به وسیله ی "پل اوریچ ویلارد"، فیزیکدان فرانسوی کشف شد. این پرتو ، نافذترین تابش را داشت. طول موج آن بسیار کوتاه و فرکانس آن فوق‌العاده زیاد بود. تابش جدید ، پرتو "گاما" نام گرفت.

رادرفورد و همکارانش کشف کردند که فعالیت تشعشعی طبیعی مشهود در اورانیوم: فرآیند خروج ذره آلفا از هسته ی اتم اورانیوم به صورت یک هسته ی اتم هلیم و بر جای ماندن اتمی سبک تر از اتم اورانیوم در اورانیوم به ازاء هر خروج ذره ی آلفا از آن است. از کشف آن ها نتیجه گیری شد که رادیوم، تنها عنصر از گروه عناصر حاصل از فعالیت تشعشعی اورانیوم است.

شهرت در جهان علم
رادرفورد در سال 1903، به عضویت انجمن سلطنتی لندن در آمد و در سال 1904، نخستین کتاب خود به نام فعالیت تشعشعی را که امروزه از کتب کلاسیک نوشته شده در آن زمینه شناخته می‌شود، منتشر کرد. شهرت رو به افزون رادرفورد در جوامع علمی، سبب شد که از طرف دانشگاه ها تصدی کرسی‌های زیادی به وی پیشنهاد شود. او در سال 1907 به انگلستان بازگشت تا تصدی مقام مذکور را در دانشگاه منچستر به عهده بگیرد.

رادرفورد در دانشگاه منچستر، رهبر گروهی شد که به سرعت دست به کار تدوین نظریه های تازه درباره ی ساختار اتم شدند. آن دوره پُرثمرترین دوره ی زندگی دانشگاهی او بود. رادرفورد به پاس کوشش های علمی خود در دانشگاه منچستر، نشان ها و جوایز زیادی دریافت کرد که دریافت جایزه ی نوبل سال 1907 در شیمی، نقطه ی اوج آن بود. این نشان افتخار را البته برای کارهایی که در کانادا در زمینه فعالیت تشعشعی عناصر کرده بود، به او دادند.

بزرگترین دستاورد رادرفورد در دانشگاه منچستر
بزرگترین دستاورد رادرفورد در دانشگاه منچستر، کشف ساختار هسته ی اتم بود. پیش از رادرفورد، اتم به گفته ی خود او، یک موجود نازنین سخت و قرمز و یا به حسب سلیقه خاکستری بود. اما اینک یک منظومه شمسی بسیار ریز، متشکل از ذرات بی‌شمار بود که مظنون به نهفته داشتن اسرار ناگشوده ی متعدد دیگر در سینه هم بود.

مرگ رادرفورد
رادرفورد در سال 1937، در اثر یک فتق محتقن(گونه‌ای تورم ناشی از انسداد اعضای درونی) در گذشت. او در آن هنگام، 66 ساله و هنوز سرزنده و قوی بود.

رادرفورد، پدر انرژی هسته‌ای
سهم رادرفورد در شکل گیری درک کنونی ما از ماهیت ماده از هر کس دیگری بیشتر است. او آشکارا، از بزرگترین فیزیک دانان است و تا آن زمان، آزمایشگری به بزرگی او نیامده بود. ده ها انجمن علمی و دانشگاه به او عضویت و درجات دانشگاهی افتخاری دادند. او را پدر انرژی هسته‌ای نامیده‌اند.

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1388/06/25ساعت 8:37 PM  توسط م.م.م | 

ماري کوري در سال 1867 با نام ماريا اسکلو دووسکا در ورشو پايتخت لهستان متولد شد او در سن 19 سالگي به پاريس رفت تا در آنجا به تحصيل در رشته شيمي بپردازد . در آنجا با فيزيکدان جوان فرانسوي به نام پير کوري آشنا شد و اين آشنايي به ازدواج انجاميد. او به پير کوري در انجام آزمايشهاي عملي اش درباره الکتريسيته کمک مي کرد زماني که او در سال 1895 در انباري چوبي کوچک که آزمايشگاه او بود شروع به کار کرد نه او و نه هيچ کس ديگر چيزي درباره عنصر شيميايي راديم نمي دانست اين عنصر هنوز کشف نشده بود البته يکي از همکاران پژوهشگر پاريسي فيزيکدان فرانسوي «هانري بکرل» در آن زمان تشخيص داده بود که عنصر شيميايي اورانيوم پرتوهايي اسراسر آميز نامرئي از خود مي افشاند او به طور اتفاقي يک قطعه کوچک از فلز اورانيوم را بر روي يک صفحه فيلم نور نديده که در کاغذ سياه پيچيده شده بود گذاشته بود صبح روز بعد مشاهده کرد که صفحه فيلم درست مثل اين که نور ديده باشد سياه شده است بديهي بود که عنصر اورانيوم پرتوهايي را از خود ساطع کرده بود که از کاغذ سياه گذشته و برصفحه فيلم اثر کرده بود. بکرل اين فرايند را دوباره با سنگ معدني موسوم به (Pitch-blende) که سنگي سخت و سياه قيرگون است که از آن اورانيوم به دست مي آيد- تکرار کرد اين بار اثري که سنگ بر روي صفحه فيلم گذاشته بود حتي از دفعه قبلي هم قوي تر بود بنابراين مي بايست به غير از عنصر اورانيوم يک عنصر پرتوزاي ديگر هم در سنگ وجود مي داشت او فرضيه خود را با خانواده کوري که با او دوست بودند مطرح کرد آنها نيز اين راز را هيجان انگيز يافتند اين چه پرتوهاي نادري بودند که در اشيايي که پرتوهاي نوري معمولي از آنها عبور نمي کرد نفوذ مي کردند و از ميان آنها مي گذشتند؟ در آن زمان پير کوري در مدرسه فيزيک تدريس مي کرد ولي او تمام وقت آزاد خود را به کار مي برد تا به همسرش در آزمايشهايي که انجام مي داد کمک کند رئيس مدرسه فيزيک يک انباري مضروبه کنار حياط مدرسه را در اختيار آنها گذاشت اين انبار فضايي بود که آنها مي توانستند بدون هزينه اي دريافت کنند و بنابراين آن را قبول کردند قدم بعدي اين بود که سنگ معدني سياه را تهيه کنند. اگر مي خواستند اقدام به خريد آن کنند خيلي گران تمام مي شد آنها به طورکلي اندگي اطلاع يافتند که دولت اتريش هزاران کيلو از اين سنگها دارد که چون اورانيومش را جدا کرده اند آنها را بي ارزش مي دانند چون خانواده کوري دنبال اورانيوم نبودند بلکه عنصر ناشناخته جديدي را جستجو مي کردند اين زباله ها را درست همان چيزي يافتند که به آن نياز داشتند ماري و پير کوري اين توده هاي کثيف را با بيل درون ديگهاي بزرگي مي ريختند آنها را با مواد شيميايي مخلوط مي کردند و بر روي يک اجاق قديمي چدني حرارت مي دادند. دود سياه، خفه کننده و بدبوي غليظي که از ديگها برمي خواست نفس آنها را تقريباً بند مي آورد و اشک چشمانشان را سرازير مي کرد. (با مراجعه به يادداشتهاي قطور آزمايشگاهي ماري و پيکر کوري معلوم مي شود که آن دو نفر از شانزدهم دسامبر 1897 به مطالعه در باره پرتو بکرل يا پرتو اورانيوم پرداختند در آغاز ماري فقط به اين کار مشغول شد ولي از پنجم فوريه سال 1898 پير هم به او ملحق شد پير به اندازه گيري ها و بررسي نتايج پرداخت آن دو نفر عمدتاً شدت پرتوهاي کاني ها و نمکهاي مختلف اورانيوم و اورانيوم فلزي را اندازه گيري مي کردند در نتيجه تجربه هاي زياد آنها اين بود که ترکيبات اورانيوم کمترين راديواکتيويته را داشتند. راديواکتيويته اورانيوم فلزي از آنها بيشتر بود و کاني اورانيوم که معروف به پشبلند بود بيشترين راديواکتيويته را داشت اين نتايج نشان مي داد که احتمالاً پشبلند محتوي عنصري است که راديواکتيويته اش خيلي بيشتر از راديواکتيويته اورانيوم است در دوازدهم آوريل 1898 کوري ها نظريه خود را به آکادمي علوم پاريس گزارش کردند در چهاردهم آوريل کوريها با همکاري لمون شيميدان فرانسوي به جستجوي عنصر ناشناخته مزبور پرداختند.

نتيجه گرانبهاي اين کار پرزحمت و طاقت فرسا تنها چند قطره ازماده اي بود که آنها اين ماده را در لوله هاي آزمايشگاهي نگهداري مي کردند بر اثر اين کارهاي طاقت فرسا در نخستين زمستان ماري کوري دچار نوعي عفون و التهاب ريوي شد تمام فصل را مريض بود ولي پس ازبهبودي کار پختن مواد در ديگها را در آزمايشگاه از سر گرفت سال پس از آن نخستين دخترش به نام ايرنه متولد شد پير و ماري کوري در ماه جولاي (مرداد ماه) همان سال توانستند اين مسئله را انتشار دهند که سنگ معدن (Pitch-blende) به غير از عنصر اورانيوم دو عنصر پرتوزاي ديگر را نيز در خود دارد نخستين عنصر را به ياد محل تولد و بزرگ شدن ماري کوري که لهستان (Poland) بوده است، پولونيوم (Polonium) ناميدند و دومين عنصر را که اهميت زيادي داشت راديوم ناميدند که از واژه لاتين radius به معني پرتو الهام مي گرفت. در بيست و ششم دسامبر سال 1898 (پنجم دي ماه 1277) اعضاي آکادمي علوم پاريس گزارشي تحت عنوان «درباره ماده شديداً راديواکتيوي که در پشبلند وجود دارد» آگاه شدند و اين روز تاريخ تولد راديوم است. پيدايش راديوم در ميان عناصر راديواکتيو طبيعي تقريباً به فوريت ثابت کرد که اين عنصر مناسبترين عنصر راديواکتيو براي بسياري کارهاست به زودي معلوم شد که نيمه عمر راديوم نسبتاً زياد است (1600 سال) کشف راديوم يکي از پيروزيهاي بنيادي علم است بررسي هاي انجام شده روي راديم موجب دگرگوني هاي اساسي در دانش بشر درباره خواص و ساخت ماده شد و منجر به شناخت و دستيابي به انرژي اتمي شد خانواده کوري به همراه بکرل به خاطر کشفي که پس از آن همه کارطاقت فرسا به آن نائل شدند در سال 1903 جايزه نوبل (فيزيک) را از آن خود کردند و به اين ترتيب توانستند وامهايي را که براي کارهاي پژوهشي طولاني خود گرفته بودند، پرداخت کنند.


پير کوري در سال 1906 در 47 سالگي به علت تصادف با اتومبيل درگذشت مادام کوري پس از مرگ شوهرش به مطالعات خود ادامه داد و در سال 1910 موفق به تهيه راديوم خالص گرديد در اين هنگام استاد سوربون و عضو آکادمي طب شد و در سال1911 براي دومين بار به دريافت جايزه نوبل نائل شد (ماري کوري به غير از لينوس پاولينگ (برنده جايزه نوبل در شيمي در سال 1954، برنده جايزه صلح نوبل در سال 1962) تنها انساني است که دوباره اين جايزه ارزشمند را از آن خود کرده است.) مادام کوري در چهارم ژوئيه 1934 يعني بيست و هشت سال بعد از مرگ شوهرش و در سن 67 سالگي درگذشت.


اين واقعيت که پرتوهاي راديوم مي توانند بافتهاي زنده اندامها را از بين ببرند به عنوان مهمترين دستاورد کشف کوريها مشخص گرديد پزشکان و پژوهشگران علوم پزشکي به زودي دريافتند که به اين وسيله مي توانند غده ها و بافتهاي بدخيم را که در سرطان و همچنين بيماريهاي پوستي و غدد ترشحي بروز مي کنند، از بين ببرند بسياري از بيماران سرطاني که توانسته اند با موفقيت معالجه شوند و از مرگ نجات يابند عمر دوباره و سلامتي خود را مرهون تلاشهاي ايثارگرانه و خستگي ناپذير و انگيزه والاي اين زن بي همتا هستند.

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1388/06/25ساعت 6:0 PM  توسط م.م.م | 

پروفسور سید محمود حسابی فرزند سید عباس حسابی «معزالسلطنه» در سال 1281 هجری شمسی از پدر و مادری تفرشی در تهران متولد شد. پس از چهار سال، به همراه خانواده (پدر، مادر‌ و برادر) عازم شامات گردیدند. در هفت سالگی، تحصیلات ابتدایی خود را در بیروت، با تنگدستی و مرارت های دور از وطن، در مدرسه کشیش های فرانسوی آغاز، و همزمان توسط مادر فداکار، متدین و فاضله خود، خانم گوهرشاد حسابی، تحت آموزش تعلیمات مذهبی و ادبیات فارسی قرار گرفت. 

استاد، قرآن کریم را حفظ و به آن اعتقادی ژرف داشت. دیوان حافظ را نیز از برداشته و به بوستان و گلستان سعدی، شاهنامه فردوسی، مثنوی مولوی، منشات قائم مقام نیز اشراف کامل داشت.

شروع تحصیلات متوسطه ایشان مصادف با آغاز جنگ جهانی اول و تعطیلی مدارس فرانسوی زبان بیروت بود. از این رو، پس از دو سال تحصیل در منزل، برای ادامه به کالج آمریکایی بیروت رفت. در هفده سالگی لیسانس ادبیات، در نوزده سالگی لیسانس بیولوژی و پس از آن مدرک مهندسی راه و ساختمان را اخذ نمود. در آن زمان، با نقشه  کشی و راهسازی به امرار معاش خانواده کمک می کرد. استاد همچنین در رشته های پزشکی، ریاضیات و ستاره شناسی به تحصیلات آکادمیک پرداخت. شرکت راهسازی فرانسوی که استاد در آن مشغول به کار بود، به پاس قدردانی، ایشان را برای ادامه تحصیل به کشور فرانسه اعزام کرد و بدین ترتیب در سال 1924 میلادی به مدرسه عالی برق پاریس وارد و در سال 1925 میلادی فارغ التحصیل شد. همزمان با تحصیل در رشته معدن، در ر اه آهن برقی فرانسه مشغول به کار گردید و پس از پایان تحصیل در این رشته کار خود را در معادن آهن شمال فرانسه و معادن زغال سنگ ایالت «سار» آغاز کرد. سپس به دلیل وجود روحیه علمی، به تحصیل و تحقیق در دانشگاه سوربن، در رشته فیزیک، پرداخت و در سال 1927 میلادی، در بیست و پنج سالگی دانشنامه دکترای فیزیک خود را با ارائه رساله ای تحت عنوان «حساسیت سلول های فتوالکتریک» با درجه عالی دریافت کرد.

استاد با شعر و موسیقی سنتی ایران و موسیقی کلاسیک غرب به خوبی آشنایی داشت. ایشان در چند رشته ورزشی نیز موفقیت هایی کسب کرد که از آن میان می توان به دیپلم نجات غریق در رشته شنا اشاره نمود.

دکتر سید محمود حسابی بینان گذار مرکز انرژی اتمی ایران در اواخر جنگ جهانی دوم و با پیدایش انرژی اتمی و تحقق پیش بینی اوایل قرن بیستم دانشمند نابغه این قرن «آلبرت اینشتین» درباره تبدیل جرم به انرژی، در سطحی قابل ملاحظه یک سوال و یک نگرانی جوامع بشری را فرا گرفت. نگرانی مطرح شده ترس مردم، دانشمندان و شخصیت های سیاسی جهان از دامنه گسترش استفاده از این نیرو در آینده به عنوان سلاحی مخرب و نابود کننده و وسیله ای برای ارعاب ملت ها در عرصه سیاسی و اقتصادی جهان بود. همان ترس که هنوز هم سایه تردید و وحشت را بر جوامع بشری گسترده است و حضور این ترس با نگرانی های مطرح شده در مقالات، کتب و سخنرانی ها در میان روشنفکران و ظهور فیلم هایی نظیر «روز بعد» در میان ملت ها نمایان می گردد. و اما سوال مطرح شده از دید کسانی که با اعتقاد به تلاش در جهت تداوم حضور مسالمت آمیز بشر در عرصه جهان، این پدیده را وسیله ای برای پیشبرد اهداف انسانی  می خواستند، نحوه به کارگیری آن در خدمت به علم و پیشرفت و توسعه در عرصه های صنعت بود. این گروه با این باور که باید از هر رویدادی در جهت مثبت استفاده و صرفاً جنبه های منفی هر پدیده را ملاک ارزش یابی آن قرار نداد، معتقد بودند انرژی اتمی نیز همانگونه که اینشتین می خواست، می تواند در خدمت صلح و امنیت قرار گیرد و از امکانات نهفته و بی پایان آن در عرصه های مختلف علمی استفاده شود. بازتاب جهانی این تفکر تشکیل کمیته استفاده صلح جویانه از انرژی اتمی تحت نظارت سازمان ملل بود.

در کشورهای مختلف هم اندیشمندان و بزرگان علم و فرهنگ، بنابر اعتقاد و نگرش خود، انجام امر را پی گیر می کردند. در ایران، کسی که با نگرش مثبت در فکر ایجاد مرکزی برای مطالعات بر روی این پدیده جدید بر تأسیس یک مرکز اتمی پافشاری می کرد، پروفسور سید محمود حسابی بود. وی در این زمینه با پی گیری های مکرر و حضور در کمیته ها و کمیسیون های تصمیم گیری، فعالیت خود را با تأسیس مرکزی برای آزمایش انرژی اتمی در دانشگاه تهران از اوایل دهه سی هجری شمسی آغاز کرد که همراه با یک سلسله فعالیت های بین المللی، از قبیل: شرکت ایشان در کنفرانس های «استفاده صلح جویانه از انرژی اتمی» در ژنو و بازدید از مراکز تحقیقاتی انرژی اتمی کشورهای پیشرفته چون شوروی و انگلستان، منجر به تأسیس سازمان های انرژی اتمی و حرکت ایران در عرصه علوم اتمی گردید. آن چه در ادامه آورده می شود، نظری گذرا بر فعالیت های استاد در زمینه راه اندازی مراکز مطالعات انرژی اتمی در ایران است.

پروفسور سید محمود حسابی، که با اندوخته ای از دانش روز و کسب مدارج عالی تحصیلی و علمی در چندین رشته مهندسی و مطالعات جامع در علوم پایه به عنوان اولین فردی که در ایران دارای دکترای فیزیک بود به کشور بازگشت، برای نخستین بار موضوع پیشرفتهای اتمی جهان را در ایران مطرح و توجه افراد را به این مهم جلب کرد که ایران نباید دراین رشته علمی، که ترقی آینده جهان بدان وابسته است، از سایر کشورها عقب بماند.

استاد در زمانی از انرژی اتمی در کشور صحبت کرد که درایران کم تر کسی بود درباره اتم یا انرژی اتمی اطلاعات یا معلوماتی حتی عادی داشته باشد. در آن ایام، دانشجویان دارالمعلمین عالی، که از شاگردان اولیه استاد بودند، نقل می کردند: استاد در حین تدریس رشته های مختلف علوم جدید، به ویژه فیزیک، در مورد اتم و انرژی نکات علمی جالب کم سابقه ای را مطرح می کرد. این مباحث برای دانشجویان بسیار تازه و جذاب بود و علی رغم این که تشریح مسائل علمی مربوط  به اتم بسیار پیچیده بود، استاد آن را به زبان ساده برای دانشجویان شرح می داد و فواید و اهمیت شناخت اتم و تأثیر و تحول ناشی از آن را در علم و زندگی بشر بیان می کرد.

علاوه بر این، در همان ایام برای روشن شدن اذهان عمومی چند مقاله نیز از پروفسورحسابی در مطبوعات آن زمان و بولتن های منتشره از سوی دانشگاه تهران درج شده است که تا آن زمان سابقه نداشته و بی تردید می توان گفت این پژوهش ها، نخستین مقالاتی است که درباره اتم در کشور ما نوشته شده است.

در واقع، فکر و اندیشه تأسیس مرکز انرژی اتمی برای ایران در اوایل سال 1331 به صورت یک ایده مهم توسط استاد شکل گرفت و در این ایام بود که ایشان تلاش خود را  برای شناساندن اهمیت انرژی اتمی به قشر تحصیل کرده و مسئولان امور آغاز کرد.

استاد که بخش عمده ای از مطالعات و پژوهش های خود را در زمینه انرژی اتمی گذرانده بود، فکر تأسیس مرکز اتمی را در میان دانشگاهیان ایجاد و به تدریج با اقدامات اساسی تری این امر را پی گیر کرد. بر اساس اسناد و مدارک موجود، در همه مراحل اولیه اقدامات، یعنی: از طرح مساله و نامه نگاری به مسوولان، تا مهم ترین اقدامات مربوط به ایجاد مرکز انرژی اتمی، استاد حضور داشت و موارد را پی گیر کرد تا به تدریج منجر به تشکیل شورای انرژی اتمی در دانشگاه تهران و بعد سایر مراکز گردید.

نخستین گام اجرایی برای تأسیس مرکز انرژی اتمی ایران توسط ایشان در سال 1332 برداشته شد. در آن ایام، استاد، که کرسی تدریس فیزیک در دانشگاه تهران را داشت، از مسوولان می خواهد تا نسبت به فراهم ساختن مقدمات ایجاد یک مرکز اتمی در دانشگاه تهران اقدام کنند.

براساس پیشنهادهای ایشان، در سال 1333 مبلغ یک میلیون تومان در بودجه دپارتمان فیزیک دانشگاه تهران جهت تهیه وسایل و سفارش برخی از اسبابهای آزمایشگاه اتمی به کشورهای خارجی منظور می شود و استاد نسبت به سفارش اقلام مورد نیاز اقدام می کند. برای سفارش دادن چنین وسایلی، سفارش دهنده می بایست آگاهی و احاطه کامل علمی به انرژی اتمی داشته باشد. در آن موقع پروفسور حسابی تنها شخصیتی بود که این آگاهی را داشت.

استاد در این مورد برای شاگردان خود در دانشگاه نقل می کرد: وقتی ایشان انرژی اتمی را در کشور شروع کرد، این مهم فقط در دو اتاق، در دالان طبقه اول دانشکده علوم راه افتاد که این محل در مقابل اتاق رئیس دانشکده ـ اتاق خود ایشان ـ واقع بود.

با این که در آن روزها فقط سه ـ چهار کشور بودند که انرژی اتمی را شروع کرده بودند و ما در مقایسه از بسیاری از کشورها جلوتر بودیم، ولی متأسفانه در کشور ما عده ای از مسوولان با این مهم مخالفت می کردند. شاید بهتر است بگوییم بی اطلاع بودند و از سوی مسوولان کمکی برای انجام این امر نمی شد.

در آن روز، فقط با استفاده از بودجه دانشکده علوم که بسیار محدود بود، استاد وسایل لازم برای این کار را به خارج سفارش داد تا حداقل تجهیزات تأمین و کار شروع شود. بودجه آزمایشگاه دانشکده علوم بسیار محدود بود و برای کارهای جاری استفاده می شد و حتی همکاران آقای دکتر خیلی تعجب کرده بودند که ایشان چطور توانسته اند با این پول کم، علم جدیدی را در ایران راه بیندازند.

در آن زمان، افرادی که با فشار آشنایان سمت هایی را که حق شان نبود اشغال کرده بودند، دائم نگران بودند که کارهای جدید پروفسور حسابی موقعیت شغلی آنها را به خطر انداخته و یک روز جای آنها را بگیرد و دائم سعی می کردند نگذارند استاد کاری نو انجام دهد. ولی خوشبختانه با ایستادگی  و پی گیری شبانه روزی، بالاخره  ایشان این علم را هر طور که بود به کشور آورد؛ آن هم در شرایطی که فقط چند کشور پیشرفته از این امکانات برخوردار بودند.

در سال 1334، پیرو پافشاری های استاد جهت راه اندازی مرکز مطالعه انرژی اتمی در دانشگاه تهران و در پاسخ به دعوت آکادمی علوم شوروی، ایشان به کنفرانس مذکور اعزام شد. شرح این کنفرانس که در تیرماه 1334 در مسکو برگزار شد و وقایع جالبی مانند بازدید ایشان از مراکز و نیروگاه های مختلف اتمی شوروی و ملاقات با چرنکوف، دانشمند معروف شوروی و برنده جایزه نوبل، در سفرنامه زیبایی که استاد در پی این سفر به وزارت امور خارجه و دانشگاه تهران و سایر مراجع ذی ربط دادند، باعث شد تا در بهمن ماه همان سال وزارت امور خارجه پیشنهاد تأسیس کمیسیون انرژی اتمی در دانشگاه تهران برای بررسی مساله انرژی اتمی را ارائه کند. یکی از اسناد مهمی که به پیشینه چگونگی تأسیس مرکز انرژی اتمی در کشور ما مربوط می شود و نقش اساسی استاد را درا ین زمینه آشکار می سازد، گزارشی است که در هفدهم بهمن ماه 1334 از طرف یک کمیسیون سه نفری، که برای رسیدگی به این پیشنهاد تشکیل شده بود، برای رئیس وقت دانشگاه تهران نوشته شده است. درگزارشی که کمیسیون رسیدگی به پیشنهاد وزارت امورخارجه به ریاست دانشگاه تهران ارائه داده، آمده است: این کمیسیون «در ساعت 9 صبح روز سه شنبه 17 بهمن ماه 1334 در دبیرخانه دانشگاه با حضور آقای دکتر حسابی، دکتر جناب، دکتر بازرگان تشکیل شد و نامه وزات امور خارجه قرائت شد.» سپس، درادامه توضیح داده شده است که اساتید فیزیک از چند سال پیش ملاقات ها و مکاتباتی به این منظور انجام داده اند و با توجه به عدم نتیجه گیری مثبت، از طریق دانشگاه اقدام به سفارش وسایل اولیه لازم برای تأسیس یک آزمایشگاه اتمی نموده اند و مشکل اساسی در امر تکمیل این آزمایشگاه بالا بودن هزینه تجهیزات مورد نیاز بوده و با محدودیت بودجه دانشگاه تجهیز آزمایشگاه امکان پذیر نگردیده است.

به این ترتیب، نخستین کمیسیون انرژی اتمی ایران متولد و مقر آن دانشگاه تهران تعیین می شود. در این جلسه، مطالب و نکات جالبی به ریاست وقت دانشگاه تهران اعلام می گردد تا موضوع را به اطلاع وزارت امور خارجه برساند.

 

نظریات تلخیص شده کمیسیون به این شرح می باشد:

       1- دانشگاه تهران از دو سال قبل فعالیتهایی را در زمینه تأسیس یک آزمایشگاه اتمی آغاز کرده است. برای تأسیس یک آزمایشگاه اتمی حدود 4 میلیون دلار لازم است. همچنین برای نگهداری مـؤسسه و هزینه مستمر سالیانه با در نظر گرفتن حقوق تکنیسین ها و مخارج اعزام محصلین، سالیانه نیم میلیون دلار مورد نیاز است.

      2- دانشگاه تهران در هفتم اسفندماه 1333 طی نامه ای به مقام های مرکز اتمی خارج راهیابی کرده است که چگونه محصلین ایران می توانند برای تحصیل علوم اتمی در دانشگاه های خارج تحصیل کنند.

       3- به پیشنهاد دپارتمان فیزیک دانشگاه تهران، در سال 1333 مبلغ یک میلیون تومان برای تهیه وسایل مقدماتی آزمایشگاه اتمی اختصاص یافته است. با تهیه وسایل مورد نظر، که قسمت عمده آن عبارت از یک رآکتور صد کیلو واتی و یک سینکر و سیکلوترون به قدرت فقط 30 میلیون الکترون ولت می باشد، می توان محصلین را دراین رشته تا حدی تربیت نمود تا در مدت نسبتاً کمی بتوانند معلومات خود را در دانشگاه های خارج تکمیل کنند. همچنین، شرایط برای انجام مطالعات و پژوهش های علمی روز تا حدی فراهم می گردد.

کمیسیون پیشنهاد دارد: بدون فوت وقت لازم است دانشگاه تهران به کمک دولت مقدمات تهیه وسایل پیشرفت تحقیقات اتمی را در ایران آغاز کند.

کمیسیون سپس کمکهای زیر را درخواست می کند:

الف) اعزام محصلین دارای درجات دانشگاهی به خارج برای فراگرفتن اطلاعات اتمی.

ب) دعوت استادان برای مطالعه در رشته اتمی کشورهای خارج.

جلسه کمیته انرژی اتمی شرکت و در رفع اشکالات مادی اقدام کند. در تداوم این جلسات،‌ پروفسور حسابی در سال های 1343 و 1344 توسط دبیر کمیسیون، دکتر جمشید مقیمی، یا وزیر اقتصاد وقت به جلسات کمیسیون ملی انرژی اتمی دعوت می شود و در جلسات مذکور حضور مداوم دارد.

در تاریخ 2/2/1346، هیات وزیران طی تصویب نامه ای، مسوولیت اجرای امور اتمی کشور را به سازمان برنامه محول و پیرو این امر «دفتر انرژی اتمی» در سازمان مذکور ایجاد می شود و سازمان برنامه کمیته ای به نام «کمیته مشورتی انرژی اتمی» را تشکیل می دهد. در نامه ای به تاریخ 24/2/46، سازمان برنامه ضمن اعلام موارد فوق به پروفسور حسابی، ازایشان برای پذیرش عضویت این کمیته دعوت می کند. خلاصه نامه مزبور، که زیر عنوان «جناب آقای دکتر محمود حسابی، استاد محترم دانشگاه تهران» نگاشته شده، به شرح زیر است:

به منظور مطالعه و بررسی عمیق مسائل مورد نظر و مشورت درامور مربوطه، سازمان برنامه در نظر دارد کمیته ای به نام «کمیته مشورتی انرژی اتمی» مرکب از افراد ذی صلاحیت و صاحب نظر تشکیل دهد. وظایف این کمیته به شرح زیر می باشد:

ـ مطالعه فعالیتهای اتمی کشور و پیشنهاد رفع اشکالات و نقایص احتمالی موجود.

ـ بررسی دقیق کاربرد و استفاده از اشعه و انرژی اتمی در ایران برای کمک به پیشرفت علمی طرح های علمی، تجهیزاتی، اجتماعی و غیره.

ـ بررسی احتیاجات و امکانات کشور در زمینه انرژی اتمی طی سال های آینده و کمک به تعیین برنامه فعالیت های اتمی در کادر برنامه عمرانی پنج ساله چهارم.

ـ سازمان برنامه با توجه به سوابق و صلاحیت و علاقه ای که نسبت به پیشرفت امور اتمی کشور دارید، از جناب عالی دعوت می نماید با قبول عضویت در «کمیته مشورتی انرژی اتمی» موجبات پیشرفت و توسعه امور مورد نظر را فراهم آورید.

در سال 1347، شورای مرکز اتمی دانشگاه تأسیس و دکتر جهانشاه صالح، رئیس دانشگاه تهران، از پروفسور حسابی برای شرکت در جلسات شورای مذکور دعوت می کند.

در همان سال، به پیشنهاد استاد، ریاست مرکز اتمی دانشگاه به عهده شاگرد ایشان، دکتر علی اصغر آزاد، گذاشته می شود. پروفسور حسابی در جلسات شورای مرکز اتمی دانشگاه حضور یافته و به عنوان پیش کسوت راهنمایی های لازم را ارائه می دهد.

وظایف و اختیارات شورای مرکز اتمی دانشگاه تهران در تاریخ 28/3/1348 طی آیین نامه ای به طور آزمایشی اعلام می شود. در تهیه این آیین نامه، استاد نقش اصلی را ایفا می کند.

از جمله دستاوردهای عمر پر بار استاد و مشاغلی که در مسند آن خدمات علمی و فرهنگی شایان توجهی ارائه نمود، به چند نمونه زیر اشاره می شود:

اولین نقشه برداری علمی و فنی:‌ رسم اولین نقشه نوین راه ساحلی سراسری میان بنادر خلیج فارس (سال 1306 هجری شمسی)؛ تأسیس مدرسه مهندسی وزارت راه و تدریس در آن (سال 1307 هجری شمسی)؛ تأسیس دارالمعلمین عالی و تدریس در آن (سال 1307 هجری شمسی)؛ ساخت اولین رادیو در کشور (سال 1307 هجری شمسی)؛ تأسیس دانش سرای عالی و تدریس در آن (سال 1308 هجری شمسی)؛ ایجاد اولین ایستگاه هواشناسی در ایران (سال 1310 هجری شمسی)؛ نصب و راه اندازی اولین دستگاه رادیولوژی در ایران (سال 1310 هجری شمسی)؛ تعیین ساعت ایران (سال 1311 هجری شمسی)؛ تأسیس اولین بیمارستان خصوصی درایران به نام بیمارستان گوهرشاد به یاد مادر گرامی شان (سال 1312 هجری شمسی)؛ مامور وزارت راه برای تهیه راه تهران به شمشک جهت معادن زغال سنگ (سال 1312 هجری شمسی)؛ پیشنهاد و تدوین قانون تأسیس دانشکده فنی (سال 1313 هجری شمسی) و ریاست آن دانشکده تا سال 1315 هجری شمسی و تدریس در آن؛ تأسیس دانشکده علوم و ریاست آن دانشکده از سال 1321 تا 1327، و از سال 1330 تا 1336 هجری شمسی و تدریس در گروه فیزیک آن دانشکده تا واپسین روزهای عمر؛ تأسیس مرکز عدسی سازی ـ دیدگانی ـ اپتیک ـ کاربردی در دانشکده علوم دانشگاه تهران؛ ماموریت خلع ید از شرکت نفت انگلیس در دولت دکتر مصدق؛ اولین رئیس هیئت مدیره و مدیر عامل شرکت ملی نفت ایران؛ وزیر فرهنگ در دولت دکتر مصدق (سال 1330 هجری شمسی)؛ پایه گذاری مدارس عشایری و تأسیس اولین مدرسه عشایری ایران (سال 1330 هجری شنسی)؛ مخالفت با طرح قرارداد ننگین کنسرسیوم و کاپیتولاسیون در مجلس؛ مخالفت با عضویت دولت ایران در قرارداد سنتو در مجلس؛ پایه گذاری موسسه ژئوفیزیک دانشگاه تهران (سال 1330 هجری شمسی)؛ پایه گذاری مرکز تحقیقات و رآکتور اتمی دانشگاه تهران؛ تأسیس سازمان انرژی اتمی و عضو هیئت دائمی کمیته بین المللی هسته ای (سال 1330، 1349 هجری شمسی)؛ تدوین قانون استاندارد و تأسیس موسسه استاندارد ایران (سال 1333 هجری شمسی)؛ تأسیس اولین رصدخانه نوین در ایران؛ تأسیس اولین مرکز مدرن تعقیب ماهواره ها در شیراز (سال 1335 هجری شمسی)؛ پایه گذاری مرکز مخابرات اسدآباد همدان (سال 1338 هجری شمسی)؛ تشکیل و ریاست کمیته پژوهشی فضای ایران و عضو دائمی کمیته بین المللی فضا (سال 1360 هجری شمسی)؛ تأسیس انجمن موسیقی ایران؛ از موسسین وعضو پیوسته فرهنگستان زبان ایران از سال 1349 هجری شمسی تا آخرین روزهای حیات؛ فعالیت در دو نسل کاری و آموزش 7 نسل استاد و دانشجو از خدمات ارزنده پروفسور حسابی بشمار می رود و در همین راستا ایشان از سال 1350 هجری شمسی به عنوان «استاد ممتاز دانشگاه تهران» شناخته شدند.

استاد به چهار زبان زنده دنیا: فرانسه، انگلیسی، آلمانی و عربی مسلط بود و به زبان های: سانسکریت، لاتین، یونانی، پهلوی، اوستایی، ترکی و ایتالیایی اشراف داشت. در زمینه تحقیق علمی: 25 مقاله، رساله و کتاب از استاد به چاپ رسیده است. تئوری «بی نهایت بودن ذرات» ایشان در میان دانشمندان و فیزیکدان های جهان شناخته شده است.

نشان «اوفیسیه دولالژیون دونور» و همچنین نشان «کوماندوردولالژیون دونور»، بزرگترین نشان های کشور فرانسه، به ایشان اهدا گردید. استاد تنها شاگرد ایرانی پروفسور اینشتین بوده و در طول زندگی با دانشمندان طراز اول جهان نظیر شرودینگر،‌ بورن، فرمی، دیراک، بوهر …….و نیز فلاسفه و ادبایی همچون آندره ژید، برتراند راسل ……. تبادل نظر داشت. ایشان از سوی جامعه علمی جهان به عنوان «مرد اول علمی جهان» (سال 1990 میلادی) برگزیده، و در کنگره  شصت سال فیزیک ایران (سال 1366 هجری شمسی) ملقب به «پدر فیزیک ایران» گردید.

پروفسور حسابی در 12 شهریور سال 1371 هجری شمسی در بیمارستان دانشگاه ژنو به هنگام معالجه قلبی،‌ بدرود حیات گفتند. یادشان گرامی و راه شان پر رهرو باد. مقبره استاد، بنا به خواسته ایشان، در زادگاه خانوادگی در شهر دانشگاهی تفرش قرار دارد.


گزیده ای از فعالیت های علمی دکتر حسابی

اولین نقشه برداری علمی و فنی در کشور و تأسیس مدرسه مهندسی وزارت راه
تأسیس دارالمعلمین عالی و تدریس در آن
ساخت اولین رادیو در کشور
ایجاد اولین ایستگاه هواشناسی در ایران
نصب و راه اندازی اولین دستگاه رادیولوژی در ایران
تعیین ساعت ایران
تأسیس اولین بیمارستان خصوصی در ایران به نام بیمارستان گوهرشاد
تأسیس دانشگاه تهران
تأسیس مرکز عدسی سازی و اپتیک کاربردی در دانشکده علوم دانشگاه تهران
پایه گذاری موسسه ژئوفیزیک دانشگاه تهران
پایه گذاری مرکز تحقیقات و رآکتور اتمی دانشگاه تهران
تأسیس سازمان انرژی اتمی
تدوین قانون استاندارد و تأسیس مدرسه استاندارد ایران
راه اندازی اولین لیزر ایران
تأسیس اولین رصدخانه نوین در ایران
پایه گذاری مرکز مخابرات اسدآباد همدان
مؤسس و عضو فرهنگستان زبان ایران.

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1388/06/25ساعت 11:51 AM  توسط م.م.م | 



                              زندگی نامه ی توماس ادیسون

توماس آلوا اديسون در روز يازدهم فوريه سال ۱۸۴۷ در شهر ميلان در ايالت اوهايوى آمريكا به دنيا آمد. بحق مى توان گفت كه اديسون يكى از آن افرادى بود كه از اقشار پائين اجتماع منشاء گرفت و بعدها به شهرت و ثروت فراوان رسيد (توماس اديسون در آمريكا تحت عنوان «از ظرف شويى به ميليونرى رسيدن» ناميده مى شود). توماس اديسون بدون شك امروزه يكى از قهرمانان ملى آمريكا به شمار مى آيد.
در مورد اديسون نقل قول ها و داستان هاى بسيارى وجود دارد كه نمى توان به دقت گفت كداميك واقعيت دارند. به همين دليل هنوز هم در صحت برخى از موارد شك و ترديد وجود دارد. براى مثال هنوز هم مشخص نيست كه آيا علت سنگينى گوش اديسون سانحه اى در حين انجام آزمايش هايش با مواد شيميائى بوده يا بر اثر يك بيمارى بروز كرده است. مسلم اين است كه اديسون اين نقص شنوايى خويش را با ميل تمام و اغلب به سود خود به كار مى گرفت.


اديسون در كل زندگى خود تنها چند ماهى به مدرسه رفت. اسناد موجود مويد آن است كه او در خانه و توسط والدينش آموزش ديد. زمانى كه اديسون ۷ ساله بود خانواده اش به ميشيگان نقل مكان كرد. ۴ سال بعد، توماس به عنوان پسر بچه فروشنده روزنامه و شيرينى، در قطار بين «پورت هورون» و «ديترويت» مشغول به كار شد. از قرار معلوم اين شغل وقت چندانى از وى نمى گرفت و او مى توانست به اندازه كافى به كارهاى ديگر مشغول شود. او در سال ۱۸۶۲ هفته نامه خود به نام «هرالد هفتگى» را منتشر ساخت. علاوه براين، اديسون يك دوره كارآموزى به عنوان تلگرافيست را گذراند و طى سال هاى ۱۸۶۳ تا ۱۸۶۸ در همين رشته به كار خود ادامه داد.
اديسون نخستين اختراع خود را كه يك دستگاه شمارش برگه هاى راى بود، در سال ۱۸۶۸ به ثبت رساند. اما اين دستگاه، در كنگره آمريكا مورد استفاده قرار نگرفت چرا كه اين هراس وجود داشت كه بتوان در كار آن تقلب كرد. يك سال بعد، او در نيويورك مدير كمپانى «استاك اند گولد» شد، شركتى را به اسم خود تاسيس كرد و از اين زمان به سرعت در كارهايش ترقى كرد.
توماس اديسون در سال ۱۸۷۱ با خانم «مرى استيل ول»
(M .Stillwell)
ازدواج كرد و در همين سال هم نخستين ماشين تحرير قابل استفاده را اختراع كرد. در اين دوره او در يك آزمايشگاه در نيوجرسى كار مى كرد. در تاريخ هجدهم ژوئيه سال ۱۸۷۷ اديسون فونوگراف يا دستگاه ثبت صدا را اختراع كرد و نخستين انسانى بود كه صداى ثبت شده خود را شنيد.
در سال ۱۸۷۹ لامپ اختراعى او كه از يك رشته ذغالين ساخته شده بود بيش از ۴۰ ساعت درخشيد. علاوه بر اين اديسون كار دستگاه تلفن را به وسيله يك ميكروفون حاوى ذرات ذغال بهبود بخشيد. در سال ۱۸۸۰ در «منلوپارك»، نخستين كارخانه لامپ سازى، شروع به كار كرده و در كنار اين كار به اختراعات ديگر خود از جمله، فيوز الكتريكى، دستگاه هاى اندازه گيرى، تكامل ديناموهاى ماشين هاى بخار پرداخت. در سال،۱۸۸۳ اثر اديسون كه بعدها به اختراع رشته هاى درخشان و لامپ هاى الكتريكى منجر شد، رسماً به نام او ثبت شد.تا سال ۱۸۹۰ اديسون كار فونوگراف را بهبود بخشيد و شركت اديسون جنرال الكتريك را تاسيس كرد. برخلاف شايعات موجود اديسون مخترع صندلى الكتريكى نبود. اين صندلى توسط يكى از همكاران او به نام «هارولد پى براون» اختراع شد.


در سال ۱۸۹۱ اديسون دستگاه «سينماتوگراف» يكى از مراحل ابتدايى تكامل دوربين فيلمبردارى را اختراع كرد. بايد متذكر شويم كه اختراعات اديسون كه فهرست آن پايانى ندارد، از جمله تلفن، تلگراف، ميكروفون و لامپ الكتريكى در واقع تنها بهبود و تكامل كار دستگاه هاى اختراع شده پيشين بودند.
اما در وصف شخصيت اديسون نيز بايد اذعان كرد كه او انسانى بسيار سخت كوش بود. اديسون نه تنها يك پژوهشگر توانا بود، بلكه هنر او بيشتر در حيطه عرضه و فروش زيركانه توليدات جلوه گر مى شدند و متاسفانه در رقابت با ديگر شركت هاى توليد و فروش اجناس مشابه، از هيچ تلاشى فروگذار نمى كرد. دعواهاى قضايى او در برابر شركت هاى ديگر رقمى اعجاب برانگيز دارند.

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1388/06/25ساعت 0:16 AM  توسط م.م.م | 

- تولد :در تاريخ 24 اسفند سال 1258 هجري شمسي ,در شهر اولم آلمان Ulm

-
نام پدر:هرمان انشتين (1226-1281 ه. ش/وي 55 سال روي اين سياره زيست
)

-
نام مادر:پائولين كخ (1237-1299ه.ش/وي 63 سال روي اين سياره زيست
.)

-
مادر انشتين 11 سال از شوهرش هرمان جوانتر بود و آلبرت هنگاميكه پدرش 32 ساله و مادرش 21 ساله بود بدنيا آمد
.

-
هرمان يك مهندس برق بود كه البته در كارهاي اقتصادي زياد وارد نبود
.

-
پائولين هم خانه دار بود و گهگاهي ويولن تدريس مي كرد
.

1259 :در يك سالگي، انشتين به همراه خانواده مونيخ هجرت كرد
.

1260:در دو سالگي، خواهرش ماجا (ماريا - مريم) بدنيا آمد. (او در سال 1330 هجري شمسي در سن 70 سالگي از دنيا رفت
.)

1267 :به مدرسه ي لوئيت پولد مونيخ وارد شد. (در سن 9 سالگي
)

1273:در حالي كه انشتين 15 ساله دانش آموز كلاس ششم بود، خانواده اش به ايتاليا هجرت كردند و انشتين در مدرسه ي شبانه روزي لوئيت پولد ماند
.

1274 :انشتين 16 ساله به خانواده اش در پاويا ملحق شد و سپس به مدرسه ي كانتونال در شهر آرا واقع در سوئيس رفت
.

1275:تابعيت آلماني اش را رسما انكار كرد. و تابعيت سوئيس را پذيرفت. در هفده سالگي از مدرسه ي شهر آرا ديپلم گرفت و سپس در مركز صنعتي فدرال ETH در شهر زوريخ در رشته ي رياضي و فيزيك ثبت نام كرد
.

1279:پس از چهار سال در سن 21 سالگي از مركز صنعتي فدرال ETH فارغ التحصيل شد و ديپلما گرفت
.

1280:در سن 22 سالگي شهروند سوئيس شد
.

1281:در سن 23 سالگي در مؤسسه اي كه امتياز ثبت اختراعات را ارائه مي كرد در شهر برن، استخدام شد. در اين سال پدرش در سن 54 سالگي درگذشت
.

1282:در سن 24 سالگي با ميلوا ماريك (1254-1323/ وي 69 سال در اين سياره زندگي كرد) - كه 4 سال بزرگتر از انشتين بود- ازدواج كرد. در آن زمان ميلوا دختري 28 ساله بود. آنها دو پسر داشتند. هانس آلبرت (1283-1352/ وي 69 سال روي اين سياره زيست) كه مهندسي مكانيك شاخه ي هيدرولوژي خواند و در كارش موفق بود. و ادوارد (1289-1344/وي 55 سال روي اين سياره زيست) و دچار بيماري شيزوفرني علاج ناپذيري بود. آنها يك دختر هم داشتند بنام ليزرل (1281-نامعلوم؟) كه قبل از ازدواج آنها از مادر و پدر ديگري بدنيا آمده بود و آنها او را به فرزند خواندگي قبول كردند. سرنوشت او نا معلوم است
.

1284:در سن 26 سالگي، در مجله ي Annalen der Physik آلمان مقاله ي مربوط به كوانتومهاي نور و اثر فوتوالكتريك، مقاله ي مربوط به حركت براوني ذرات در نظريه ي اتمي ، مقاله ي نسبيت خاص، مقاله ي همساني انرژي و جرم، مقاله ي نظريه ي كوانتومي براي مواد حالت جامد در رابطه با گرماي ويژه و مقاله ي اصول نسبيت عام كه اذعان مي كرد كه گرانش همانند شتاب است، را بچاپ رساند
.

1288:در سن 30 سالگي، در دانشگاه زوريخ دانشيار شد. كارهاي بيشتري روي نظريه ي كوانتومي كرد
.

1290:در سن 32 سالگي، در دانشگاه كارل - فرديناند در شهر پراگ استاد كامل شد. خميدگي نور در نور ستاره ها را هنگام خورگرفت (خورشيد گرفتگي) پيش نيبني كرد. (هرچند كه مقداري كه پيش بيني كرد غلط بود
.)

1291:در سن 33 سالگي، در ETH (مركز صنعتي فدرال/ يعني همانجايي كه چهار سال درس خوانده بود و ديپلما گرفته بود) استاد كامل شد
.

1293:در سن 35 سالگي، در دانشگاه برلين استا كامل شد. ميلوا و فرزندانش را ترك كرد. اين هنگامي بود كه جنگ جهاني اول شروع شد.

1294:در سن 36 سالگي، "بيانيه اي به اروپائيان" را با ديگران هم امضا شد كه طبق آن خود را از نظاميگري آلمان جدا مي دانست. مقاله ي معادلات نسبيت عام را بچاپ رساند
.

1295:در سن 37 سالگي، كتابي در رابطه با نسبيت عام بچاپ رساند. رئيس انجمن فيزيك آلمان شد. تكانه ي كوانتاهاي نور را محاسبه كرد كه در سال 1296 مقاله اي با همين عنوان در رابطه با شبيه سازي گذار اتمي بچاپ رساند
.

1296:در سن 38 سالگي، مدير مركز قيصر- ويلهلم آلمان شد، (مؤسسه اي كه تحقيقات آلمان را حمايت مي كند.) مقاله ي معادلات كيهانشناسي با ثابت كيهاني را بچاپ رساند وانبساط جهان را از معادلات فوق استخراج كرد
.

1297:هنگامي كه 39 سال داشت، پايان جنگ جهاني اول و انقلاب در آلمان
.

1298:در 40 سالگي، از ميلوا طلاق گرفت و با الزا انشتين لووتنتال(دختر خاله اش) (1255-1315/كه 60 سال روي اين سياره زندگي كرد) هنگامي كه او 43 سال داشت، ازدواج كرد. الزا از شوهر سابقش دو دختر داشت. اليزه (1276-1313/كه37 سال روي اين سياره زندگي كرد) و مارگوت (1278-1365/كه 77 سال روي اين سياره زندگي كرد). هنگام ازدواج مادر اين دو دختر با انشتين آنها به ترتيب 22 ساله و 20 ساله بودند. بنابر قانون اين دو دختر فاميلي انشتين را پس از ازدواج اخذ كردند. در اين سال خميدگي نوري در يك خور گرفت (خورشيدگرفتگي) مشاهده شد
.

1299:همزمان با 41 سالگي، اذهان عمومي، با تحريك ضد يهودها، به نظريه ي نسبيت عام و انشتين تاختند. در اين سال مادرش در سن 63 سالگي در گذشت
.

1300:در42 سالگي، اولين ديدارش از آمريكا
.

1301:در 43 سالگي، كار بر روي نظريه ي ميدانهاي واحد. ديدار از كشورهاي خاور دور. برنده ي جايزه ي نوبل در فيزيك "به پاس خدمات در فيزيك نظري و بويژه كشف قانونمندي اثر فوتو الكتريك
."

1303:در 45 سالگي، افتتاح مركز انشتين در برج انشتين در پوتزدام. چاپ مقاله ي نظريه ي بوز- انشتين (بوز فيزيكدان هنديست) در باب افت و خيزهاي آماري
.

1306:در سن 48 سالگي، آغاز بحث با نيلس بور (فيزيكدان اتريشي) در باب تفسير نظريه ي كوانتومي، در پنجاهمين همايش سالوي
.

1308:در سن 50 سالگي، مقاله اي براي اذهان عمومي در رابطه با وحدت نظريه ي ميدان گرانشي و ميدان الكترومغناطيسي بچاپ رساند
.

1309:در سن 51 سالگي، ديدارش گشترده اي از آمريكا بخصوص در مركز صنعتي كاليفرنيا داشت
.

1311:در سن 53 سالگي، بعنوان استاد كامل در مركز تحقيقات مطالعات پيشرفته ي پرينستون انتخاب شد. با رعايت اين مسأله كه بعنوان استاد نيمه وقت در دانشگاه برلين هم باشد
.

1312:در سن 54 سالگي، نازيها در آلمان بر سر قدرت آمدند. انشتين ابتدا به انگلستان رفت و سپس از آنجا به آمريكا رفته و مقيم آمريكا شد
.

1313:دختر اول الزا بنام اليزه انشتين درگذشت. در اين سال انشتين 55 ساله بود
.

1314:در سن 56 سالگي، چاپ مقاله اي بزبان انگليسي تحت عنوان: "آيا توصيف مكانيك كوانتومي از حقيقت واقعي مي تواند كامل باشد؟" بهمراه ب. پوذولسكي و نيلس بور كه بحث بي انتهايي را روي تفسير كوانتوم بوجود آورد
.

1315:در سن 57 سالگي، مرگ همسرش الزا
.

1318:در سن 60 سالگي، وقوع جنگ جهاني دوم. انشتين نامه اي به رياست جمهوري آمريكا، روزولت، نوشت از احتمال ساخت بمب اتمي او را آگاه كرد
.

1319:در سن 61 سالگي، تابعيت آمريكا را پذيرفت ولي تابعيت سوئيس را از دست نداد
.

1323:همسر اول انشتين، ميلوا ماريك در 69 سالگي گذشت. در اين زمان انشتين 65 ساله بود
.

1324:در سن 66 سالگي، بمباران اتمي هيروشيما و ناكازاكي. پايان جنگ جهاني دوم
.

1325:در سن 67 سالگي، بعنوان سرگروه كميته ي فوري دانشمندان اتمي خدمت كرد
.

1327:در سن 69 سالگي، چاپ مقاله ي: "تعميم نسبيت عام" بعنوان يك نمونه از تلاشها براي دست يابي به ديدگاه رياضي جهانشمول براي نظريه ي ميدانها
.

1330:در سن 72 سالگي، خواهر انشتين در سن 70 سالگي در گذشت
.

1331:در سن 73 سالگي، رياست جمهوري به او پيشنهاد شد ولي او نپذيرفت
.

1334:
در 30 فروردين 1334 در سن 76 سالگي در بيمارستاني در شهر پرينستون بر اثر تصلب شرائين در گذشت.

+ نوشته شده در  سه شنبه 1388/06/24ساعت 9:55 PM  توسط م.م.م |